تعریف جنگل
ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

جنگل به مکانی می گویند که پوشیده ازگیاهان است و نقش مهمی در تولید اکسیژن دارد 

 

  جنگل 

● پیدایش جنگل
تعریف جنگل و انواع آن جنگل منطقه وسیعی پوشیده از درختان، درختچهها و گونههای علفی است که همراه با جانوران وحشی نوعی اشتراک حیاطی گیاهی و جانوری را تشکیل داده .
تعریف جنگل و انواع آن جنگل منطقه وسیعی پوشیده از درختان، درختچهها و گونههای علفی است که همراه با جانوران وحشی نوعی اشتراک حیاطی گیاهی و جانوری را تشکیل داده و تحتتأثیر عوامل اقلیمی و خاکی قادر است تعادل طبیعی خود را حفظ کند.
حداقل سطحی که برای تشکیل جنگل از نظر علمی لازم است بسته به نوع گونه درختی، شرایط محیطی و غیره تغییر میکند. این مساحت در شرایط معمولی حداقل ۳/۰ هکتار (۳ هزار متر مربع) است. واژه جنگل از زبان سانسکریت است و به اکثر زبانهای اروپائی نیز وارد شده است و معنای جنگل طبیعی و بکر را میدهد. جنگل بسته به نوع پیدایش آن و خصوصیات ساختاری به جنگل بکر، جنگل طبیعی، جنگل مصنوعی یا جنگل دست کاشت طبقهبندی میشود.
جنگل بکر یا دستنخورده، جنگلی است که بدون دخالت انسان بهوجود آمده است و ترکیب گونههای درختی و درختچهای و علفی آن طوری است که وضعیت کاملاً طبیعی را نشان میدهد. چوب و سایر فرآوردههای آن در همان سیستم طبیعی تجزیه شده و به خود جنگل برمیگردد. بهعبارت دیگر از جنگل بکر هیچگونه موادی (زنده یا غیرزنده) به خارج از آن حمل نمیشود.
رویش چوبی جنگلهای بکر که به حالت تعادل رسیده باشند عملاً صفر است، یعنی همانقدر که چوب و سایر موادآلی تولید میشود همانقدر هم تجزیه میشود و یا میپوسد، بهعبارت دیگر چرخه رفت و برگشت مواد در یک جنگل بکر چرخهای بسته است.
در جنگل بکر بین تولیدکنندگان (گیاهان)، مصرفکنندگان (جانوران) و تجزیهکنندگان (جانوران ریز) یک اشتراک حیاتی متقابل و پایدار برقرار است. جنگلهای بکر از تنوع زیستی بالائی برخوردارند و دارای اطلاعات ژنتیکی ارزشمندی هستند که تا به امروز بسیاری کشف نشده است. امروز ارزش جنگلهای بکر بسیار زیاد است هر چند که متأسفانه روند تخریب کمی و کیفی آنها در دنیا رو به افزایش است.
امروزه سعی بر این است که جنگلهای بکر باقی مانده بر روی کرهزمین را حفظ و زا آنها بهعنوان ذخیرهگاههای اطلاعات ژنتیکی و تنوع زیستی استفاده شود. امروزه تبدیل جنگلهای بکر به جنگلهای صنعتی قابل توجیه نیست و نگهداری آنها حتی از نظر اقتصادی نیز توجیهپذیر است.
جنگل طبیعی، جنگلی است که بدون دخالت انسان بهوجود آمده است ولی انسان بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در آن دخالت (بهرهبرداری) کرده است.
جنگلهای بکر، دستخورده و بهرهبرداری شده تبدیل به جنگلهای طبیعی میشوند. بهعبارت دیگر جنگلهای طبیعی، جنگلهای بکر دست خورده هستند. ترکیب درختان و سن آنها و تنوع گونههای گیاهی و جانوری در یک جنگل طبیعی با جنگل بکر متفاوت است و عموماً جنگل طبیعی از نظر زیستمحیطی فقیرتر از جنگل بکر است. با وجود این جنگلهای طبیعی قادر هستند چشماندازهای طبیعی هر منطقه را حفظ کرده و در اکثر موارد از جنگلهای مصنوعی یا دست کاشت غنیتر و پایداتر باشند.
جنگلهای مصنوعی یا دست کاشت یا جنگل انسانساخت جنگلی است که به دست انسان و با هدف مشخصی ایجاد شده است و هدف از ایجاد آن تولید چوب، ایجاد مناظر طبیعی، حفظ آب و خاک، ایجاد مناطق تفریحی و تفرجی و غیره است.
جنگل مصنوعی معمولاً بهصورت نهال کاری (درختکاری) بهوجود میآید، هر چند این جنگلها را میتوان با کاشت بذر نیز بهوجود آورد. تجربه شده است جنگلهای مصنوعی که با این روش بهوجود آمدهاند پایدار و نزدیکتر به جنگلهای طبیعی هستند. جنگلهای مصنوعی که با همه ایجاد شده، قلمستان نامیده میشود (مثل قلمستانهای صنوبر در بسیاری از نقاط کشور). البته باید متذکر شد که قلمستانها در اکثر نقاط دنیا از نظر حقوقی جزء جنگلها محسوب نمیشوند. امروزه ایجاد جنگلهای مصنوعی در دنیا از اهمیت بالائی برخوردار است چرا که به افزایش نیاز چربی در جهان پاسخ میدهد.
چنانچه جنگلهائی در زمینهای زراعی و بایر با هدف تولید چوب با استفاده از روشهای پیشرفته زراعی از قبیل شخم زمین، کود دادن و غیره ایجاد شده باشد به آن زراعت چوب اطلاق میشود. حجم زراعت چوب در زمینهای غیرجنگلی در تمام دنیا در حال افزایش است. علاوه بر سه نوع جنگلی که تعاریف آن ذکر شد در کشور ما از اصطلاح بیشه هم استفاده میشود. ما بیشه را معمولاً برای پوشش گیاهی بهکار میبریم که اطراف رودخانه و شیار درهها در مناطق خشک ظاهر میشوند. این واژه به تجمع درختچهها و نیزارها نیز اطلاق میشود.
● پیدایش جنگل و طبقه بندی آن
جنگلهای دنیا از حدود ۱۴۰-۶۰ میلیون سال پیش بهوجود آمدهاند. بسته به نوع درختان تشکیلدهنده، جنگلهای دنیا را به دو نوع سوزنیبرگ و پهنبرگ تقسیم میکنند.
جنگلهای سوزنی برگ دنیا قدیمیتر از جنگلهای پهنبرگ هستند و پیدایش اولیه این جنگلها در دوران دوم زمینشناسی در دوره کرناسه یعنی حدود ۱۴۰ میلیون سال قبل رخ داده است. جنگلهای پهنبرگ در مقابل جنگلهای سوزنی برگ تکامل یافته در عین حال جدیدتر هستند. این جنگلها در دوران سوم زمینشناسی در حدود ۶۰ میلیون سال پیش بهوجود آمدهاند. از آن زمان تاکنون جنگلهای دنیا دائماً در حال تحول و تکامل بوده و اگر انسان در روند آن دخالتی نداشته باشد سیر تحول و تکامل آنها همچنان ادامه خواهد یافت.
در اواخر دوران سوم زمینشناسی اقلیم کرهزمین رو به سردی گذاشت بهطوری که در اوایل دوران چهارم بارشهای آسمانی اکثراً بهصورت برف درآمد و بهخصوص در عرضهای جغرافیائی بالاتر از ۴۰ درجه شمالی و یا ترافعات بالای ۳ تا ۴ هزار متری عرضهای پائینیتر، یخچالهای طبیعی تشکیل شدند و بهتدریج رشد کردند، بهعبارت دیگر دوران یخبندان بهوجود آمد.
یخچالهای طبیعی اکثر جنگلهای مناطق مذکور (بالاتر از ۴۰ درجه عرض شمالی) را در زیر خود مدفون ساختند. با گرم شدن آبوهوای کرهزمین یخچالها ذوب شدند یا بهاصطلاح عقبنشینی کردند و پس از مدتی دوباره بر اثر سرد شدن اقلیم یخچالها شروع به پیشروی کردند. در طول یک میلیون سالی که از اوایل دوران چهارم میگذرد چهار دوره یخبندان بهوجود آمد. در این زمان کلیه جنگلهائی که بالاتر از عرض ۴۰ درجه بودند از بین رفتند.
آخرین دوره یخبندان در حدود ۱۸ هزار سال پیش به اتمام رسید و هوای زمین رو به گرم شدن نهاد. جنگلهای ایران خصوصاً جنگلهای شمال کشور در این مدت از هجوم یخچالها در امان ماندند و به توسعه خود ادامه دادند ولی اکثر جنگلهای کنونی اروپا پس از پس روی آخرین یخچالها بهوجود آمدند، بهعبارت دیگر جنگلهای کنونی کشورهای اروپائی شمال آمریکا و آسیایشمالی جنگلهائی �۱۴۸;جوان�۱۴۷; هستند و قدمت تکاملی آنها به ۱۹۰ هزار سال نمیرسد.
با توجه به طول تحول و تکامل جنگلهای دنیا جنبش قارهای. نوسانات اقلیمی در سطح کلان و عوامل دیگر، امروزه پنج نوع جنگل در دنیا قابل تفکیک است.
این جنگلها از قطب شمال به طرف استوا عبارتند از:
۱) جنگلهای سوزنیبرگ مناطق سرد نیمکره شمالی (جنگلهای بورهآل)
۲) جنگلهای پهنبرگ خزانکننده (سبز تابستانه) مناطق معتدله (جنگلهای راش و بلوط)
۳) جنگلهای همیشه سبز مناطق مدیترانهای (جنگلهای زربین و زیتون)
۴) جنگلهای پهن برگ مناطق نیمهاستوائی (همیشه سبز و سبز بارانی)
۵) جنگلهای پهنبرگ مناطق استوائی (همیشه سبز بارانی)
در کشور پهناور ما بهدلیل پستی و بلندی فراوان و اقلیم متنوع سه نوع از جنگلهای پنجگانه دنیا وجود دارد. جنگلهای سبز تابستانه راش و بلوط در شمال ایران، جنگلهای همیشه سبز مدیترانهای (جنگلهای زربین و زیتون) در شمال و جنوب غرب و همچنین جنگلهای پهنبرگ گرمسیری مختص مناطق نیمهاستوائی مثل جنگلهای کهور و کنار و جنگلهای ماندابی (مانگرو) در جنوب.
به طور کلی علل پدید آمدن جنگلهای پنجگانه دنیا عبارت است از:
شرایط کلی تحول و تکامل تاریخ از دوران سوم، پدیده قارهزائی در این دوران و همچنین شرایط کلی اقلیمی و خاکی حاکم بر نقاط مختلف کرهزمین که در این مورد نقش اساسی دارند. طبقهبندی سادهتر و گزیدهتر، طبقهبندی جنگلهای دنیا به سه نوع، جنگلهای سوزنی برگ، جنگلهای پهن برگ و جنگلهای آمیخته سوزنیبرگ و پهنبرگ است.
● پیدایش جنگلها
پیدایش جنگلها در تمام نقاط کره زمین یکسان نیست. اصولاً برای ایجاد جنگل در یک منطقه، شرایط زیستمحیطی خاصی مورد نیاز است.
این شرایط عبارتند از:
حرارت و رطوبت کافی، منظور از حرارت کافی، برای پیدایش جنگل در یک منطقه وجود حداقل ۲ ماه گرم در سال است که به مدت ۶۰ روز درجه حرارت روزانه بهطور متوسط از ۱۰ درجه بالاتر باشد، وجود رطوبت کافی، یعنی بارندگی به مقدار کافی نیز ضرورت دارد ه برای رشد جنگل خوب حداقل به ۶۰۰ میلیمتر بارندگی در سال نیاز دارد و از این مقدار حداقل نیمی از آن باید در دوره رشد گیاهی، یعنی دوره گرم سال (بهار و تابستان) ریزش کند. بهطور مثال مناطق شمالی کشور ما این شرایط را دارند و به همین دلیل ما از آستارا در غرب گیلان تا جنگل گلستان در شرق استان گلستان جنگلهای انبوه پهن برگ راش و بلوط داریم. حال چنانچه میزان بارندگی سالانه بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ میلیمتر باشد جنگلهای بهاصطلاح کمپشت یا تنک ظاهر میشوند. (مثل اکثر جنگلهای منطقه زاگرس در غرب و جنوبغربی کشور).
جنگلهای کویری با گونههائی شبیه تاغ و گز قادر هستند حتی با بارندگی ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیمتر در سال ظاهر شوند. این جنگلها، دیگر قدرت تولید زیاد چوب را نداشته و بیشتر از نظر حفاظت خاک و جلوگیری از فرسایش اهمیت دارند.
در مناطق استوائی حرارت کافی در تمام طول سال وجود دارد و میزان بارندگی سالانه اکثراً بیش از ۲ هزار میلیمتر است و این امتیاز سبب پیدایش جنگلهای انبوه و غنی از گونههای مختلف درختی میشود.
به طور کلی در کره زمین دو نوار جنگلی مهم وجود دارد:
۱) نوار جنگلی استوائی که بیشترین تمرکز این جنگلها در آمریکایجنوبی (برزیل)، آفریقای غربی و مرکزی (کلنگو) و آسیای جنوبشرقی (اندونزی) است
۲) نوار جنگلی دیگر که جنگلهای سوزنی برگ مناطق سرد را در نیمکره شمالی دربرمیگیرد و شامل کشورهای کانادا، اسکاندیناوی و روسیه (سیبری) است. این جنگلها از نظر تولید چوبهای صنعتی و خمیر کاغذ و مقوا اهمیت دارند.
در مقابل، جنگلهای استوائی از نظر تنوع زیستی و ژنتیکی و گیاهان داروئی اهمیت درند و نقش این جنگلهای را اقلیم کرهزمین (بادهای پاسات) در حال افزایش است. امروزه حفاظت از تنوع زیستی در جنگلها، استفاده از اطلاعات ژنتیکی و خواص داروئی گیاهان جنگلی و حفظ تعادل زیستی بین گیاهان و جانوران وحشی جزء اهداف کلی کشورهای جهان است که بعد از کنفرانس ریودوژانیرو در سال ۱۹۹۲ کنوانسیونهای مختلف را امضاء کردهاند و میکوشند با مدیریت صحیح از جنگلهای دنیا چه از طریق حفاظت و چه از طریق بهرهبرداری به روشهای همگام با طبیعت شرایط لازم و کافی را برای توسعه پایدار در اکوسیستمهای طبیعی بهوجود آورند.

     پیمان آصفی فر
مهندس مرجان رازقی
نشریه بین المللی فنی مهندسی ایران 

   مقالات ارسالی به آفتاب


 
آلودگی هوا
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

وجود ذرات کوچک شیمیایی یا عناصر بیولوژیک که باعث تغییرات در وضعیت اتمسفر می‌شود، همان آلودگی هواست.

 

air pollution

آلاینده‌ها را می‌توان به عنوان اولیه یا ثانویه تقسیم‌بندی کرد. آلاینده‌های اولیه عناصری هستند که به طور مستقیم از یک فرآیند منتشر می‌شوند. برای مثال خاکستر که از یک آتشفشان و یا گاز منوکسیدکربن که از اگزوز ماشین خارج می‌شود و آلاینده‌های ثانویه به صورت مستقیم متصاعد نمی‌شوند بلکه آنها وقتی شکل می‌گیرند که آلاینده‌های اولیه فعل و انفعالاتی انجام می‌دهند یکی از مثال‌های مهم آلاینده‌های ثانویه گاز ازن است.
● بعضی از آلاینده‌های اولیه
▪ اکسیدهای نیتروژن (NO۲ ) بخصوص دی اکسید نیتروژن که از سوخت و سوزهای با درجه حرارت بالا متصاعد می‌شود که آن را می‌توان به صورت غباری قهوه‌ای رنگ بر بالای آسمان شهرها مشاهده کرد.
▪ دی اکسید کربن (CO۲)، یک گاز از خانواده گازهای خانه سبز (گلخانه‌ای) است که از احتراق و بازدم متصاعد می‌شود.
▪ آمونیاک (‌NH۳) متصاعد شده از فرآیندهای کشاورزی
▪ بوهای متصاعد شده از زباله، فاضلاب و فرآینده‌های صنعتی
● آلاینده‌های ثانویه
▪ منابع متمرکز مانند خروجی دودکش‌های نیروگاه‌ها، کارخانجات، مراکز سوزاندن زباله‌های شهری
▪ منابع متحرک مانند اتومبیل‌ها، هواپیما و غیره
▪ ذرات به‌وجود آمده به دلیل سوختن کنترل شده کشاورزی و جنگلی
▪ اتومبیل‌هایی که باعث متصاعد شدن مواد آلاینده می‌شود
▪ دفن زباله در گودال‌های زمینی که باعث تولید گاز متان می‌شود.
● منابع طبیعی آلاینده‌ها
▪ غبار از منابع طبیعی، معمولا از نواحی وسیع که عاری از سبزینه هستند
▪ گاز متان متصاعد شده از حیوانات پس از هضم غذا برای مثال در گاوها
▪ گاز رادون متصاعد شده از تخریب رادیو اکتیو در لایه‌های کره زمین
▪ دود و دی اکسید کربن از آتش‌سوزی‌های طبیعی
▪ وقوع آتش‌فشان
● کیفیت هوا داخلی (‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌IAG)
گاز فورمالدهاید(h۲co)که از مواد ساختمانی مثل موکت‌ها و تخته نئوپان متصاعد می‌شود. رنگ‌ها وتینر‌ها که از خود ترکیبات ارگانیک قابل انفجار متصاعد می‌کنند. آلاینده‌های دیگر مانند استفاده از خوشبوکننده‌ها، سوزاندن چوب در اجاق و شومینه باعث اضافه شدن مقدار زیادی از ذرات موجود در هوا می‌گردد.
برخی از مرگ و میر مرتبط با هوای آلوده ممکن است به دلیل استفاده از سم‌های حشره‌کش در داخل محیط‌هایی که فاقد گردش هوای مناسب هستند اتفاق می‌افتد و لباس‌های خشکشویی شده برای چند روز از خود گازهای همچون تتراکلراتیلن متصاعد می‌کنند.
مرگ‌ومیرناشی از منوکسیدکربن معمولا به دلیل دودکش‌های نامناسب شومینه‌ها و یا سوزاندن ذغال در محیط‌های داخلی به وقوع می‌پیوندد. مسموم شدن با منوکسیدکربن حتی از شعله‌هایی که به‌درستی تنظیم نشده‌اند به وقوع می‌پیوندد. آلاینده‌ها از منابع بیولوژیک هم در محیط‌های داخلی یافت می‌شوند. حیوانات خانگی دندر تولید می‌کنند و انسان‌ها گردی از لایه‌ای کوچک پوست و موی‌های تخریب شده برجای می‌گذارند.
حشرات ریز در رختخواب‌ها، فرش‌ها و موکت و مبلمان تولید آنزیم‌ها و مدفوع به سایز میکروبی می‌نمایند. کپک‌ها در داخل دیوارها ایجاد می‌شوند و تولید میکوتوکسنین‌ها می‌کنند. سیستم‌های تهویه مطبوع نیز بارور کننده بیماری لینجر و همچنین کپک‌ها می‌شوند.
● اثرات روی سلامتی
مردم جهان هر ساله حتی بیشتر از حوادث رانندگی جان خود را براثر آلودگی هوا از دست می‌دهند. دلایل مستقیم مرگ و میر مرتبط با آلودگی هوا شامل بیماری‌هایی همچون آسم تحریک شده، برونشیت، بیماری‌های قلب و ریه و آلرژی‌های تنفسی را می‌توان نام برد.
از اثراتی که آلودگی هوا بر سلامتی دارد می‌توان از تغییرات کوچک بیوشیمیایی و فیزیولوژیی تا مشکلات تنفسی، خس و خس سینه، سرفه باشد. عکس‌العمل‌های هر شخص به آلودگی‌ها بستگی به نوع آلودگی که آن شخص در معرض آن قرار گرفته و میزان قرارگیری در معرض آلودگی، وضعیت سلامتی و ژنتیکی او دارد .

    مترجمان : فاطمه اویسی- فریبا لطفی گلمیشه‌ای 

   روزنامه تهران امروز


 
ذره های قاتل!
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:
در حالی که در سالهای گذشته مرگ و میر ناشی از گرمای هوا تیتر درشت اغلب رسانه های سراسر جهان بود، اخیراً طبق آمار، سرما و به ویژه تأثیرات آن بر افزایش آلودگی هوا بسیار مرگبارتر است بخصوص مرگ و میر در میان افراد مبتلا به بیماریهای قلبی و تنفسی بسیار بیشتر است.

 

هوای سرد

نخست این پرسش مطرح می شود که چه میزان از سرما و دمای پایین را باید خطرناک به شمار آورد؟
تاکنون در اتحادیه اروپا در حوزه هواشناسی «سرما» به طور رسمی تعریف نشده است، اما طبق یک طرح ارائه شده در هند «سرمای خطرناک» به دوره ای اطلاق می شود که در آن ۹ روز پی در پی کمترین دما به منفی ۵ درجه سلسیوس یا کمتر رسیده باشد و یا در ۶ روز پیاپی پایین ترین دما به منفی ۱۰ درجه سلسیوس یا پایین تر برسد.
همه ما روزانه هوای مورد نیاز را برای تنفس با انواع گازهای آلاینده موجود در هوا آلوده می کنیم. این در حالی است که میزان این آلودگی در سرما و قاعدتاً در فصل زمستان بسیار بیشتر است.
از آنجا که آب و هوا (باد و باران) تأثیر عمده ای در پاکسازی، رقیق سازی و در نهایت انتقال هوای پاکیزه به بدن دارند، لذا شرایط آب و هوایی نامساعد و در این میان سرمای بیش از حد، میزان آلودگی هوا را به حد محسوسی می رساند.
نامساعد بودن شرایط آب و هوایی بدان معناست که هوای آلوده نمی تواند با هوای پاکیزه جو ترکیب شده، رقیق و در نهایت به ریه های ما منتقل شود. این وضعیت زمانی اتفاق می افتد که به علت سردتر و سنگین تر بودن هوای پایین حرکت صعودی و جابه جایی هوا وجود ندارد و هوا به حالت سکون در می آید، چنین وضعیتی «وارونگی» نامیده می شود.
پدیده وارونگی در شهرهای بزرگ و پرترافیک اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا در این حالت به علت ساکن بودن هوا، دود و سایر گازهای ناشی از خودرو و ماشین آلات در هوای راکد باقی می ماند و نمی تواند پراکنده شود.
در زمستان سال ۲۰۰۶ این پدیده در دو مرحله در اروپا روی داد که به گفته کارشناسان فشار گرد و غبار به ویژه در مرحله دوم به بیش از ۲ برابر میزان موجود رسید. این میزان فشار زیاد نه تنها در منطقه باسل آلمان که به بخشهایی از مناطق کشور سوئیس نیز کشیده شد. به منظور انجام سلسله اقدامات مقابله با این پدیده، در ۱۱ استان آلمان و سوئیس از ۴ تا ۸ فوریه ۲۰۰۶ در شبکه بزرگراه های این استانها میزان سرعت مجاز خودروها ۸۰ کیلومتر تعیین شد و در شهر باسل نیز حداکثر سرعت مجاز برای همیشه به ۸۰ کیلومتر در ساعت محدود شد.
با رعایت منظم این قانون حجم ترافیک در مقایسه با روزهای گذشته ۱۵ درصد کاهش یافت و در نهایت به رفع حالت وارونگی انجامید که در این میان به عقیده کارشناسان باد و باران سهم عمده ای در کاهش تراکم گرد و غبار درهوا داشته اند.
با استناد به این طرح، شورای استان باسل در آلمان در سال ۲۰۰۷ طرحی را به تصویب رساند که شامل یک مرحله اطلاع رسانی و دو مرحله عملی می شد. به این ترتیب که در صورت رسیدن میزان تراکم آلاینده ها به ۵۰ میکروگرم بر مترمکعب، مراکز استانها وضعیت موجود را به اطلاع مسؤولان مربوطه رسانده و به طور داوطلبانه درخواست انجام اقدامات لازم را بنمایند.علاوه بر آن، در صورتی که میزان تراکم از بیش از ۱۰۰ میکروگرم بر مترمکعب بالا برود، به طوری که به شرایط آب و هوایی پایداری برسد، مرحله اول طرح وارد عمل می شود.
این مرحله شامل قانون سرعت ۸۰ کیلومتر در بزرگراه ها، ممنوعیت سبقت کامیونها و سوزاندن مواد مقاومی است که برای دستگاه های گرمایش رفاهی مورد استفاده قرار می گیرد.در صورتی که تراکم موجود به بیش از ۱۵۰ میکروگرم بر مترمکعب برسد، مرحله دوم طرح عملی می شود که این مرحله شامل محدودیت کاربرد ماشینهای بزرگ بدون فیلتر گرد و غبار است.
همان گونه که اشاره شد، یکی از تأثیرات مهم سرما که منجر به افزایش آلودگی هوا می گردد، بالا رفتن گرد و غبار و سایر آلاینده هاست. لازم به یادآوری است، «گرد و غبار» از ذرات بیشماری تشکیل شده است که بخشی از این ذرات از سوخت ناقص مواد سوختی، جریانات صنعتی، انحراف لاستیک خودروها، انحراف از سطح خیابانها و خطوط ریل، انحراف ترمز و همچنین گازهای حاصل از تأسیساتی که سوخت عمده آنها چوب می باشد، ناشی می گردد.
بخش دیگری از این ذرات نیز حاصل مواد گاز گونه ای چون آمونیاک، دی اکسید گوگرد و دیگر ترکیبات است که بسته به شرایط موجود، این ترکیبات می توانند تا حدود ۴۰ تا ۶۰ درصد حاوی انواع آلاینده ها باشند.
به گفته پزشکان و کارشناسان، ذرات بسیار ریز دوده ها بیش از همه تهدیدکننده سلامتی انسانهاست. این ذرات که خاصیت سرطان زایی دارند، هر چقدر کوچکتر باشند به همان اندازه عمیق تر وارد رگهای ریه سپس وارد لنف و خون شده و سرانجام در تمام نقاط بدن تقسیم می شود.بر این اساس، گرد و غبار عامل مهم ایجاد بیماریهای تنفسی نظیر نارساییهای تنفسی، سرفه های مزمن، برونشیت، سرطان ریه و همچنین ناراحتیهای قلبی و گردش خون محسوب می گردد.
به گفته کارشناسان بیشترین میزان مرگ و میر ناشی از سرما در سالمندان، کودکان، افراد مبتلا به بیماریهایی قلبی، سکته های مغزی و بیماریهای تنفسی مزمن و یا آسم دیده می شود. در حدود نیمی از مرگ و میرهای ناشی از سرما در اتحادیه اروپا در افراد مبتلا به ناراحتیهای قلبی و ۲۵ درصد مرگ و میرها در افراد مبتلا به نارساییهای تنفسی بوده است.
به گفته پزشکان تأثیر یک دوره سرما بر تعداد مرگ و میر ناشی از ناراحتیهای قلبی ۷ تا ۱۴ روز بعد از شروع سرما و در نارساییهای تنفسی ۱۵ تا ۳۰ روز بعد از شروع سرما روی می دهد.علاوه بر آن، سرما از طریق برخی مکانیسم های بدن نیز تهدیدکننده سلامتی است، از آن جمله می توان به افزایش فشار خون، افزایش نیاز به اکسیژن در ماهیچه های قلب و بالا رفتن تعداد گلبولهای قرمز اشاره کرد.
به گفته صاحبنظران، عواقب ناشی از افزایش آلودگی هوا در فصل سرما و به ویژه از طریق بالا رفتن گرد وغبار و دیگر آلاینده ها حایز اهمیت است، به طوری که در کشور سوئیس طبق ارزیابیهای موجود سالانه ۱/۷ میلیون روز در نتیجه بیماریهای ناشی از آلودگی هوا در سرما، روند تولیدات اقتصادی به تعطیلی می انجامد.

  
 

 

 

   زهرا صابری 

   نوسازی


 
اثرات کرم خاکی بر محیط
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

روش های کشاورزی عادی معمولاً کاربرد آنالیزهای شیمیایی را برای تعیین نیازهای طبیعی محصول کاشته شده مشخص می کند. عناصری که در خاک برای محصول معینی به قدر کافی موجود نباشد در کودهای شیمیایی به کار می رود. اما به زندگی میکروبی درون خاک توجه کمی شده است. در کشورهایی با اقلیم متنوع، این مسئله منجر به آن شده است که به خاک به عنوان یک وسیله نگهداری محض برای محصول دهی گیاهان نگریسته شود. 

 

  چمن 
 

● خلاصه ای راجع به اطلاعات کرم ها
روش های کشاورزی عادی معمولاً کاربرد آنالیزهای شیمیایی را برای تعیین نیازهای طبیعی محصول کاشته شده مشخص می کند. عناصری که در خاک برای محصول معینی به قدر کافی موجود نباشد در کودهای شیمیایی به کار می رود. اما به زندگی میکروبی درون خاک توجه کمی شده است. در کشورهایی با اقلیم متنوع، این مسئله منجر به آن شده است که به خاک به عنوان یک وسیله نگهداری محض برای محصول دهی گیاهان نگریسته شود.
امتیاز کشاورزان Bio-Organic در افزایش هوموس خاک می باشد. غنی بودن هوموس خاک، موجب می شود خاک از آب اشباع شده و اثر گذارتر شود، نرم و سست باقی بماند، پسمان ها برطرف شوند، هوادهی شود، گرم شود و ورم نکند یا مثل کیک ورآمده نشود. به علاوه می تواند فشار ناشی از چرخ ها و ترمز ماشین آلات کشاورزی را بهتر تحمل کند. هوموس ذخیره ای از همه انواع موادمغذی گیاهی می باشد. هوموس نمی تواند با مواد مصنوعی جایگزین شود. درخاک های زنده فرایندهای میکروبی پس مانده محصول و کودهای کشاورزی را به مواد مغذی گیاهی و هوموس تجزیه می کند. آن ها (میکروارگانیسم ها) به سود گیاه acid-sand و مواد مغذی تولید کرده و مواد معدنی منتشر می کنند. میکروب های خاک توانایی منتشر ساختن P، K، Ca، Mg، Fe، و S را به خوبی سایر عناصر کمیاب تشکیل دهنده خاک های گوناگون دارا می باشند.
G.lienhard: استاد دانشکده کشاورزی Ebenrain-Sissach (در سویس) کرم های خاکی را ارج نهاده و اظهار می دارد:
کرم خاکی مواد مغذی خاک را بطور قابل توجهی افزایش می دهد.
آزمایش های انجام شده روی خاک در Eburnean نشان داده است که خاک های قالب ریزی شده توسط کرم های خاکی بطور میا نگین تا حداکثر ۴.۵ برابر بیشترازخاک های معمولی دارای پتاسیم می باشند. خاکی که از لوله گوارش کرم عبور کرده باشد تقریبا ۷ برابر بیشتر نیتروژن خواهد داشت. عمل کرم خاکی تنها مانند یک دستگاه زهکشی خوب بهبود بخشیدن به فرایند گردش آب و هوا نمی باشد، بلکه مواد معدنی وآلی را نیز مخلوط می نماید. همچنین آنها کارخانه های بسیار کوچک کودسازی هستند که بدون هیچ هزینه ای برای کشاورز به کار خود ادامه می دهند. این عمل بدون نیاز به سوخت فسیلی انجام شده و هیچ حمل و نقلی در آن دخیل نمی باشد. اما با وجود همه پدیده های حیاتی خاک، آن ها مخلوقات حساسی هستند و درمقابل کاربرد سموم وکودهای مهاجم شیمیایی زنده نخواهند ماند.
▪ این سؤال برانگیزخواهد بود که چه جانوران دیگری وجود دارند که مانند این مخلوقات کوچک، نقشی این چنین با اهمیت درتاریخ حیات جهان داشته باشند؟
مطالعات فراوانی پس ازمشاهدات داروین روی کرم های خاکی صورت گرفته است. اما به نظر می رسد که هیچ کدام از این مطالعات به این سوالات که، کرم های خاکی تا چه عمقی حفاری می کنند؟، طول نقبهایشان چقدراست؟، و سؤالاتی از این قبیل پرداخته باشند.
ما می توانیم از یک قاعده کلی مطمئن باشیم: اگر شخصی زمین را حفر کند و در عمق ۸ متری کرم های خاکی را بیابد می تواند یک حدس منصفانه بزند که کرم های خاکی را می توان در عمقی بیشتر از ۸ متر نیز پیدا کرد، چرا که احتمال آن خیلی کم است که شخصی سوراخی عمیق تر را در آنجا حفر کند.
برای پی بردن به عمق احتمالی سوراخ، به مجموعه ای از داده های آماری درباره سوراخ ها نیاز داریم، و این بخاطر توزیع پهناوری که (بدلیل تنوع در خاک ها، اقلیم، و گونه ها) ممکن است با آن مواجه شویم غیر عملی می باشد.
کرم های خاکی دارای خانواده های فراوانی هستند. گسترده ترین آنها خانواده Lumbericidae با بیش از۱۶۰ گونه (و باطول ۳۰- ۲ سانتی متر یا ۱-۱۲inc) است وبزرگترینشان که به ۳m یا ۱۰ft می رسد، Megascolecidae استرالیایی یا (Megascolides australis) می باشد.
کرم های خاکی معمولاً از مواد آلی رو به فساد و مدفوع پستانداران تغذیه می کنند و گونه های سوراخ های عمیق (گونه های geophanous)، و برخی دیگر از آن ها حتی از نماتود ها تغذیه می کنند. معلوم شده است که وقتی کرم های خاکی به خاک اضافه شدند جمعیت کرم های نماتود ممکن است تا حدود %۶۰ کاهش یابد.
همچنین میکروب ها نقش مهمی در جیره غذایی کرم های خاکی دارند، و حتی کرم های خاکی مواد آلی دارای حیات میکروبی با تراکم بالا را ترجیح می دهند. برخی محققین معتقدند که میکروارگانیسم ها برای کرم های خاکی حیاتی هستند.
آب یک نیاز عمده کرم های خاکی می باشد، بطوریکه %۸۰ وزن بدنشا ن را آب تشکیل می دهد در روز حدود %۱۵ شل و سست می شوند. اگر رطوبت در دسترس نباشد به منظور دست یافتن به آن به عمق خاک خواهند رفت. بالاگیری (سطح آب) به دمای احاطه کننده محیط وابسته است. محدوده کلی فعالیت کرم های خاکی بین حداقل و حداکثر می باشد.
● بطور کلی کرم های خاکی می توانند از سه طریق بر محیط تاثیر بگذارند:
۱) تراکم میکروبی–زیستی (حیات میکروبی)
۲) میزان دسترسی به مواد معدنی شیمیایی، و تجزیه مواد آلی
۳) به طور فیزیکی از طریق سوراخ ها (از طریق هوادهی و از این قبیل)، وپراکندن (جابجایی مواد معدنی بین لایه های خاک)
برای راحتی و به دلیل آنکه این سه اثر خیلی دقیق به هم وابسته هستند بیایید اثرات بیولوژیکی، شیمیایی، و فیزیکی کرم های خاکی بر محیطشان را با هم به بحث و گفتگو بنشینم.:
اثرات کرم های خاکی بر تولید محصول از آزمونی به آزمون دیگر تغییرات وسیعی دارد. این تنها بخاطر گونه ها، محصول و نوع خاک نمی باشد بلکه، بخاطر وضعیت های آب و هوایی هنگام آزمون نیز می باشد. به عنوان مثال نشان داده شده است که درباغستان هایی با جمعیت زیاد کرم های خاکی، درختان، دارای ریشه هایی تا حدود %۵ بزرگتر می باشند. با این حال محصولات در این باغستان ها تنها %۲ بیشتر است. (شخص نیاز خواهد داشت که مقاومت تنش باغستان ها را (که درطول سال از خشکی ناشی شده است) برای یافتن ارزش واقعی اثرات کرم خاکی بر محصولات امتحان کند. با این وجود افزایش محصول در شبدر به میزان %۹۰۰ و در گندم به میزان %۱۰۰ مشاهده شده است.
ریشه ها اغلب، سوراخ ها را تعقیب می کنند و از مواد غذایی در دسترس، در گوشه و کنار خود تغذیه می کنند، یک حقیقت شگفت انگیز این است که ریشه ها (اغلب به اندازه ۲mm) درجستجوی قالب کرم (مسیر حفر نقب کرم) هستند. حتی اگر ریشه مجبور به رشد به سمت بالا باشد این اتفاق رخ می دهد. علت آن است که کرم های خاکی (یا میکروب های موجود در داخل روده آنها) غلظت فاکتورهای رشد و ویتامین ها را در تونل (نقب) افزایش می دهند.
نقبهای زیرزمینی کرم های خاکی به افزایش کانی های لایه A نسبت به لایه های B و C کمک می کند. ضمناً لایه های تحتانی با مواد آلی لایه های فوقانی A و O غنی می شوند. (به لایه های خاک مراجعه کنید) این در هم آمیزی به علاوه ی افزایش اکسیژن و نفوذ آب به لایه های پایینی، ضخامت خاک های فوقانی را افزایش می دهد.
در سال به اندازه ۲۰cm یا ۹inch از لایه سفت زیر-خاک (Subsoil) توسط نقب های کرم های خاکی می تواند به سطح آورده شود.
از سایر تاثیرات بر محیط این است که همیشه خاک اطراف سوراخ ها خنثی تر از خاک های مجاور هستند (به PH ۷ نزدیکترند). این به خنثی سازی اسید یته و یا خاصیت بازی موجود در خاک که به موجب بهینه سازی PH برای رشد ریشه گیاهان کاشته شده بوجود می آید کمک می کند.
یک ماده موکوزی که غنی از پروتئین است دیواره تونل ها را قوام می بخشند. این ماده به عنوان منبع انرژی میکروب ها کارایی دارد. مشاهده شده است که تراکم میکروب های شوره ساز در نقب ها %۴۰ بیشتر از خاکهای دیگر است. این به آن معنی است که هر کجا کرم های خاکی حضور داشته باشند خاک از کیفیت مطلوبی برخوردار بوده و به همین دلیل کرم خاکی یک ابزار ایده ال برای سنجش کیفیت خاک می باشد.
یکی از اساتید دانشگاه Eburnean گفته است که: اگر هنگام شخم زدن بتوانیم ۸۰ کرم در هر ۱۰ قدم از شیارهای زمین بیابیم آنگاه خاک مطلوب می باشد.
● خلاصه
اهمیت نقش موادآلی درفرایندهای تجزیه شیمیایی آنهاست. بطوریکه فقط بتوان تصور کرد بخش اول تجزیه صرف نظر از خاک انجام می شود (کوددادن زیاد).
همان طور که ماده آلی به خاک افزوده می شود، فساد وتجزیه باعث افزایش مواد غذایی با ارزشی در خاک می شود (معدنی شدن). این ها فرم های قابل حصولی هستند و بوسیله گیاهان استفاده می شوند. لایه گل، نظر به این که فضایی را برای فعالیت میکروارگانیسم ها فراهم می آورد بسیار با اهمیت می باشد. ساختار خوب در خاک نیاز گیاهان روینده به مواد غذایی را تامین می کند و باعث می شود تغییر و تبدیل مواد آلی سریعتر انجام شود.
سایر مراحل تجزیه، هوموس می سازد و درالحاق هیومیک اسید و گل هوموس پایدار بدست می دهد. این قسمت از خاک همان طور که از نام آن بر می آید پایدار است. هوموس پایدار درون خاک شبیه انباری از مواد معدنی است که فقط در هنگام کمبود مواد آلی در دسترس قرار می گیرد. بنابراین می توان آن را به عنوان یک ذخیره مواد مغذی در نظر گرفت. وقتی مواد آلی وجود نداشته باشد یا سطح آن در خاک کم باشد هوموس پایدار نیاز غذایی را برطرف می کندواین تنها با کمک گیاهان میکروسکوپی micro-flora قابل حصول می باشد. در عوض هوموس پایدار، تامپونی برای آب و PH خاک می باشد.
● کرم های خاکی چه می کنند؟
زندگی برروی کره خاکی بدون دوستان کوچکمان در زیر خاک تفاوت های بسیاری خواهد داشت. کیفیت خاک ها به سختی به حیات کرم های خاکی وابسته است. سرانجام آن که خاک های با کیفیت و سالم راه حلی برای قابل تحمل بودن محیط خواهند بود، لذا متعلق به ما می باشند. خواص بیولوژیکی، شیمیایی ،و فیزیکی، برای رشد گیاهان، تعدیل و جداسازی سطح آب های زیرزمینی و buffering (خنثی سازی) و detoxifying (سم زدایی) و Scrubbing مواد شیمیایی پرخطر، حیاتی می باشد. (شکل ۶ و ۷). در واقع خاک مخزنی از تنوع زیستی است که شاید وسعت آن فراتر از اکوسیستم های زنده روی زمین باشد.
کرم های خاکی در خاک عملکردهای منحصر به فردی دارند. نقب های بزرگ آن ها اجازه می دهد که آب باران به راحتی وارد خاک شود و میزان سرعت نفوذ آب در خاک افزایش یابد. این مانع از شستشوی خاک شده و به آب اجازه می دهد تا وارد ناحیه ریشه ها شود و مورد استفاده گیاهان قرار گیرد. نقب های آن ها همچنین اجازه می دهد که ریشه های گیاهان به راحتی از خلال خاک عبور کرده و به فضای جدیدی راه یابد، خاک هایی که توسط کرم های خاکی عمل آمده باشند دارای ساختار گل مانند پایداری هستند که احتمال جابجایی آن توسط باد کمتر است.
نقش کرم های خاکی به همان اندازه دارای ویژگی های منفی نیز می باشد. در مناطق خاصی گونه هایی معرفی شده که بر سرکرم های خاکی بومی رقابت دارند. این مسئله زندگی توفیق آمیز، بلکه بقای گونه های بومی را با مشکل رو به رو می سازد. لذا در بسیاری اوقات گونه های بومی در مناطق مجزای کوچکی به سر می برند. بسیاری از کرم های خاکی که ما می بینیم در اروپا معرفی شده اند. این لزوما یک رویه منفی نمی باشد، اما مشکلاتی را هم بدنبال دارد. یک مثال توده فضله ای است که مربوط به Lumbricus terrestris در غرب کانادا می باشد که باعث شده خاک هایی با موادی با منشاء آهکی چیره شوند. نقب زنی های عمیق L.terrestris توده های فضله سفت بهم چسبیده ای می سازد. این نقب زنی ها، زیر-خاک (Subsoil) سفت را درمعرض خشک و خیس شدن قرار می دهد که این ماده را بسیارسخت کرده واز پیش بردن آن را در باغ ها، پیست های گلف، و چمن زارها با مشکل رو به رو می سازد.

  
 

 

 

   شیما ترحمی
http://www.zoologyknowledge.blogfa.com 


 
آلودگی نوری معضل جامعه مدرن
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

مکان مناسب برای نور، مکانی است که واقعا نیاز به روشن بودن محیط ضروری می نماید. دقیقا مانند پارکینگهای بزرگ شرکت واحد که با نور خیره کننده ای بی علت تا صبح محیط پارکینگ و چند خیابان اطراف را مثل روز روشن ساخته اند. حال آنکه تدابیرامنیتی در محیط یک بانک کم نورتر از پارکینگهای اتوبوسهای شرکت واحد است. 

 

  چراغ
 
 

تا حالا چند بار به خورشید خیره شده اید؟ بعد از خیره شدن به جوشکاری چه احساسی داشته اید؟ نظرتان نسبت به راننده ای که پشت سرتان با نور بالا رانندگی می کند چیست؟ ما کم و بیش در زندگیمان تمام این موارد را دیده ایم. اگر اینطور است مطمئن باشید آلودگی نوری را تجربه کرده اید. آلودگی نوری نور مزاحمی است که اغلب در تاریکی شب ها ی باعث آزارهای چشمی شده و آسیب هایی را ناخواسته به روح و جسم ما وارد می کند. بگذارید در ابتدا ببینیم آلودگی نوری چیست: به نورهای مصنوعی که در زمان یا مکان نامناسب از استاندارد خود خارج شده و با کیفیت نامطلوب محیط زیست و آسمان شب را آزاردهنده و آلوده می سازد را آلودگی نوری می نامیم. یک نور استاندارد باید از سه فاکتور زمان و مکان و کیفیت بهره مند باشد.
● مکان مناسب
مکان مناسب برای نور، مکانی است که واقعا نیاز به روشن بودن محیط ضروری می نماید. دقیقا مانند پارکینگهای بزرگ شرکت واحد که با نور خیره کننده ای بی علت تا صبح محیط پارکینگ و چند خیابان اطراف را مثل روز روشن ساخته اند. حال آنکه تدابیرامنیتی در محیط یک بانک کم نورتر از پارکینگهای اتوبوسهای شرکت واحد است. باز هم بدنبال مثالهایی از این قبیل باشید زیرا پیدا کردن نمونه های استاندارد در کشور ما بمراتب دشوار تر از دیدن نمونه های غیر استاندار است.
● زمان مناسب
ضمن اینکه در روز(زمان) احتیاجی به روشن ماندن یک لامپ نیست در شب نیز در مسیرهای کم رفت و آمد احتیاجی به روشن ماندن انواع روشنایی ها نیست مانند نیمه شب در معابر کم رفت و آمد و یا در راهروی یک بیمارستان یا اداره. تا اینجا کمی با محیط هایی که در آن آلودگی نوری باعث آزارمان می شود آشنا شدیم. امیدوارم باعث شده باشد که کمی به اطرافمان بیشتر دقت کنیم. اما سوال این هفته اینجاست که چه چیز باعث آلودگی نوری می شود؟ در حقیقت در ابتدایی ترین نگاه چه گونه ای از لامپها را ما لامپ ناهنجار و غیراستاندارد می نامیم؟ آیا ما احتیاج داریم تا زیر هواپیماها یا اجرام معلق در آسمان تاریک شب را ببینیم. یا نیاز به داشتن ستاره ها داریم تا یادآور جایگاه واقعی ما در جهان شوند. تا شاید روزی به خود غره نگیریم که ما تنها مخلوق خداییم یا اینکه دست کودک خویش را بگیریم و دقایقی را بدون صرف هزینه به یک گردش علمی یا پیک نیک شبانه ببریم تا از زیبایی شب نیز بهره مند گردد. بدست آوردن کدامیک را ترجیح می دهید؟ دقت داشته باشید در یک لامپ غیر استاندارد بسته به نوع و طراحی آن از ۳۰ تا ۴۰ درصد اتلاف انرژی را به همراه دارد و همینطور دید عابران را نیز کم کرده و تحت شعاع قرار می دهد. فکر می کنید با اصلاح هر لامپ سر در خانه هایمان به چند روستا برق رسانی شود یا ساعات خاموشی مان کاهش یابد؟ اگر همه ما موارد ساده را در خصوص کنترل آلودگی نوری رعایت کنیم بی شک بیش از نصف آلودگی نوری شهرهایمان برطرف خواهد شد.
● اثرات مخرب آلودگی
اما اثرات مخرب آلودگی نوری بر انسان و محیط زیست به مراتب جدی تر از حد انتظار ماست. چه بهتر است ببینیم آلودگی نوری از کجا شروع شد و کشورهای پیشتاز تا به حال چه کرده اند؟ زمانی را تصور کنید که هنوز انسانها در غارها زندگی می کردند یا چرا آنقدر دور همین چند قرن اخیر. فکر می کنید روال زندگی آنان در طول شبانه روز چگونه بود. آنان مجبور بودند امورات زندگی شان را با طلوع و غروب خورشید تنظیم کنند. با اولین سپیده بیدار شده و با پایین رفتن خورشید به بستر بروند. در حقیقت سیکل زندگی طبیعی انسان به همین منوال است. ساعت درونی بدن و ریتمهای رفتاری در طول تاریخ بشریت با همین زمان بندی شکل گرفته و رفتارهای سالم و طبیعی انسان را تثبیت کرده اند. شما مطمئن باشید اگر غیر این بود خداوند در مراحل پیدایش زمین حتما لامپ را نیز در آفرینش خود قرار می داد. اما وجود هر نور مصنوعی برای انسان لازم نبود چرا که سلامت او و اطرافش را به خطر می انداخت... انسانها در طول تاریخ سعی کردند از عوامل طبیعی مانند جمع آوری کرمهای شب تاب،ساخت شمع ،استفاده از روغن های حیوانی و سوزاندن چوب برای روشن ساختن اطرافشان بهره مند شوند.
این روال تا اختراع برق توسط ادیسون ادامه داشت و همانطور که اول وسیله ای اختراع می شود و بعدها فرهنگش می آید رفته رفته استفاده از لامپ و برق در تمام خانه ها ادارات خیابانها و بزرگراه ها شیوع پیدا کرده و پا از حیطه خود فراتر نهاد و به وسیله ای جهت سرگرمی و بوجود آوردن زیبایی ها و رنگهای خیره کننده در آبنماها ساختمانها، برجها و... انجامید. سالیان سال مردمان روستا و شهرها بدون هیچ زحمتی به سادگی به نظاره ستاره ها ی دنباله دارها و گاه بارش های شهابی می نشستند اما به نظر می رسد نوعی سنت گریزی (همانگونه که در جوان های امروز می بینیم) دیده شد و سیل هجوم به سمت نور بدون توجه به استانداردهای احتمالی را در دهه های اخیر شاهد بودیم. اما از دست رفتن ستارگان چیز کمی نبود که بتوانیم آن را نبینیم. اولین مطالعات را در ستاره شناسان در حدود ۴۰ سال پیش در خصوص آلودگی نوری داشتند. چرا که پیش از محسوس بودن این افزایش روشنایی برای سایر افراد تجهیزات دقیق ستاره شناسان متوجه چنین شرایطی شده بود. کم فروغ تر شدن ستاره گان در شهر ها ی بزرگ آنان را برآن داشت تا چرایی موضوع را جویا شوند.
اما توجه جدی به این مسأله و تصویب اولین قوانین در سطوح منطقه ای، استانی و ملی به چند سال پس از آن موکول گردید. اولین گردهمایی علمی بین المللی دراین باره در اکتبر ۱۹۵۵ در ایتالیا و با موضوع آلودگی نوری ابعاد و احتمال وقوع برگزار گردید. و به فاصله ۲ سال اولین قانون محلی مبارزه با آلودگی نوری در ایتالیا به تصویب رسید. یکی از اولین و برجسته ترین قوانین مقابله با آلودگی نوری مربوط به ناحیه لومباردی کشور ایتالیاست که در سال ۲۰۰۰ به تصویب رسید و به الگوی مناسبی برای سایر مناطق و کشورها مبدل شد. کشورهای آمریکاو استرالیا نیز از پیشتازان این مبارزه هستند. در اینجا به چند بند از قانون منطقه لومباردی توجه فرمایید. سیستمهای روشنایی باید به وسیله سیستمهایی که قابلیت کم کردن میزان تابش نوررا پس از ساعات خاموشی شبانه دارند پشتیبانی شوند.
سیستمهای روشنایی باید مجهز به لامپهایی با حداکثر بازده با توجه به فناوری روز باشند. مقامات دولتی باید ترویج کننده اصولی باشند که در این قانون به آنها اشاره شده است و اولین کسانی هستند که کاربرد صحیح این قوانین را کنترل خواهند نمود. نصب کنندگان وسایل روشنایی تنها مجاز به نصب وسایلی هستند که روی آن قید شده باشد مطابق با قوانین مقابله با آلودگی نوری با مصرف حداقل انرژی منطبق با قانون منطقه لومباردی.

  
 

 


   روزنامه ابرار


 
اورژانس برای طبیعت
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

در برابر کسانی که معتقد به کمک رسانی به حیات وحش هستند، گاه این پرسش طرح می‌شود که «چرا؟ مگر شما نمی‌گویید که طبیعت بهتر از انسان‌ها می‌داند که چگونه خود را حفظ کند؟».
این پرسش به‌طور کلی گزاره درستی را پیش می‌کشد. به این معنا که شعور ذاتی طبیعت که با گذر از ده‌ها میلیون سال انتخاب طبیعی، سازش و جهش ژنتیکی پدید آمده، بسی بیشتر از عقل خودشیفته انسانی می‌داند که چگونه مهمانان خود را که همانا میلیون‌ها گونه گیاهی و جانوری است، پذیرایی کند.

جنگل

 

فراموش نمی‌کنیم آنچه را که در فرهنگ ما از حضرت سلیمان نقل می‌شود که روزی خواست با سفره‌ای رنگین و پر، از همه جانوران پذیرایی کند، اما هنگامی که فقط یک ماهی بزرگ آمد و با یک قورت سفره را پاک کرد، حضرت تازه دریافت که حتی نمی‌تواند دو قورت ونیم باقی مانده آن ماهی را سیر کند!
این حکایت، اشاره‌ای است به توانایی شگفت آور طبیعت در فراهم آوردن امکان زیست برای این همه گونه متنوع و پرشمار. با این حال، در شرایط کنونی محیط‌زیست که تقریبا در همه جای آن ردپای پرتأثیر و تخریب انسان به چشم می‌خورد، قضیه‌ای که گفتیم به‌طورکلی درست است، به‌طور مشخص صورت دیگری می‌یابد.
موضوع مشخص این است که انسان تمامی آشیان‌های زیستی زمین را، یعنی تمام مهارت‌های ویژه‌ای را که به انبوهی از گونه‌ها این امکان را می‌دهد که در کنار هم زندگی کنند، بی‌آن که حریم یکدیگر را بشکنند و یکی بتواند گونه دیگر را ( نه افرادی از آن گونه را) از میان ببرد، اشغال کرده است.
این اشغال – که گسترده‌تر از هر اشغال سرزمینی دیگر به دست بزرگ‌ترین امپراتوری‌ها بوده است - نه تنها در اشتهای گارگانتوایی انسان که همه چیز را می‌خورد، بلکه در چنگ اندازی به هرنوع سرزمین، از بلندترین کوه‌ها تا پست‌ترین دشت‌ها و از سردترین نقطه‌ها تا گرم‌ترین آنها، خود را نشان می‌دهد. به بیان دیگر، انسان عرصه زمین را سخت بر تمامی گونه‌های دیگر تنگ کرده است.
هر گونه گیاهی یا جانوری، کمینه‌ای از مساحت زیستگاهی را می‌خواهد تا بتواند نیازهای زیستی خود رابرآورده سازد. آدمی با ساخت و ساز در زیستگاه‌ها و حصارکشی زمین‌ها، آنها را قطعه قطعه کرده است و به این ترتیب حتی اگر عامل‌هایی مانند نابودسازی منابع غذایی ( پوشش گیاهی... ) و شکار را نیز درنظر نگیریم، صرف کوچک شدن زیستگاه‌ها می‌تواند گونه‌ها را رو به قهقرا ببرد.
ادوارد ویلسون، بزرگ‌ترین زیست شناس معاصر، در نظریه جغرافیای زیستی جزایر خود که با همکاری رابرت مک آرتور وضع کرده، با دقتی ریاضی وار نشان داده است که با ۱۰بار کاهش مساحت یک زیستگاه، تعداد گونه‌ها به نصف کاهش می‌یابد. همچنین، ویلسون و دیگران ثابت کرده‌اند که هر چه اندازه متوسط یک جمعیت کوچک‌تر باشد، آن جمعیت سریع‌تر به نقطه صفر رانده می‌شود ( نگاه کنید به فصل یازدهم کتاب تنوع حیات او ).
در ایران، در بیشتر زیستگاه‌ها، با هر دو پدیده یادشده روبه‌رو هستیم ؛ هم ابعاد زیستگاه‌ها در۳۰ سال اخیر بسیار کوچک شده اند و هم تعداد افراد هر گونه بسی کمتر شده است. به علاوه، کیفیت زیستگاه‌ها – یکپارچگی، در امان بودن از انسان و دام، پوشش گیاهی مناسب، و... – هم سخت افت کرده است.
پس کم شدن تنوع زیستی و انقراض، هر دو به‌دلیل دخالت عامل انسانی، محیط‌زیست ما را به انحطاط کشانده و وضع روز به روز وخیم‌تر هم می‌شود. در این حال، فقط دخالت مثبت انسان می‌تواند اوضاع را بهتر، یا دست کم در حالت موجود تثبیت کند. صورت‌های بسیار مؤثر این دخالت مثبت جلوگیری از تجاوز بیشتر به زیستگاه، افزودن منطقه‌های ضربه گیر به اطراف زیستگاه، مطالعه در رفتار گونه‌ها و مانند این‌ها است. اما، در مواردی ممکن است یک رشته عملیات اورژانسی هم لازم باشد، مثلا دادن کمک تغذیه به گونه‌ها در زیستگاه.
ریختن علوفه و دانه برای علفخواران و پرندگان وحشی، یک کار نمایشی یا رمانتیک نیست و روی آن مطالعه علمی شده است. در زیستگاهی مانند ورجین (در کوه‌های شمال تهران)، کل و بز یا قوچ و میش دیگر در زمستان‌ها امکان مهاجرت به دشت‌های چند ده کیلومتر پایین دست که هیچ، حتی امکان آمدن به کنار رودخانه جاجرود برای استفاده از چمن‌های حاشیه آب را هم ندارند، چرا که تمامی حریم رودخانه را نیز زمین خواران تصرف کرده‌اند.
گدار رفتن سردسته گله‌های این جانوران، که درشرایط بزرگ بودن زیستگاه، نشانه تشخیص درست غریزی آنها در فرارسیدن فصل سرد و به مثابه سوت قطار برای راه افتادن بود، اینک زنگ خطری است برای محیط بانان که این گله‌های کوچک باقی مانده ممکن است کمی پایین‌تر گرفتار شکارچی‌ها و افراد ناآگاه شوند یا در جاده‌ها با خودرو‌ها تصادف کنند.
علوفه پراکنی در زیستگاه، از مهاجرت به سوی تله‌های مرگبار جلوگیری می‌کند، و البته کمک مؤثری است به تغذیه حیوان علفخوار و گوشتخوارانی که بقایشان در گرو وجود آن علفخوار است. اگر این دخالت مثبت آدمی نبود، چه بسا که نسل علفخواران بزرگ در منطقه حفاظت شده ورجین و جاهای مشابه، چند سال پیش از میان رفته بود.
در مقیاس‌های کوچک‌تر یا نیمه شهری می‌توان به دانه ریختن برای کبوترچاهی در اطراف زیارتگاه‌ها اشاره کرد که تا حد زیادی به حفظ نسل آنها و بعضی گونه‌های دیگر مانند قمری خانگی، یاکریم، گنجشک، سار، کلاغ، زاغ، دم جنبانک، بلبل خرما و به یمن بقای آنها، به حفظ گونه‌هایی از پرندگان شکاری در حوزه شهری و روستایی کمک کرده است.
در مقیاس‌های بزرگ، می‌توان اشاره کرد که در بعضی زیستگاه‌ها و حومه‌های شهری کانادا، با فرارسیدن زمستان، مردم و مقام‌های مسئول، با دادن غذا به موس ‌ها (گوزن‌های شمالی) این جانوران را که در شرایط تغییرات محیطی و جوی دیگر نمی‌توانند مانند گذشته زمستان را از سربگذرانند، به زیر چتر حمایتی خود می‌گیرند.
توضیح این که محققان دریافته‌اند موس‌ها که در گذشته، علف‌ها و خزه‌های کوتاه روی سنگ‌ها را با کنار زدن برف زمستانی می‌خوردند، در سال‌های اخیر در این کار با مشکل روبه‌رو شده‌اند. علت این است که گرم شدن زمین سبب شده که حتی در روزهای زمستانی، مقدار بی‌سابقه‌ای از برف‌های رویی ذوب شود و به پایین رود.
این آب‌ها با رسیدن به سطح سنگ یا خاک، یخ می‌زند و در نتیجه موس‌ها نمی‌توانند با کنار زدن برف‌ها به علف دست یابند. پس از جر و بحث‌هایی در این زمینه که تغذیه مصنوعی موس‌ها در زمستان، آنها را بدعادت خواهد کرد، بررسی‌های محققان به این نتیجه رسید که این عمل مضر نیست و درهرحال می‌تواند کمکی باشد به بقای جانور.
نکته مهم این است که علوفه پراکنی و ریختن دانه برای کبک و... باید در محل‌هایی انجام شود که حداقلی از شرایط حفاظتی را داشته باشد و از دسترس شکار دزد ‌ها در امان باشد، وگرنه ممکن است که این کار به نوعی تله گذاری بدل شود. بنابراین، توصیه این است که سازمان‌های غیردولتی و داوطلبان دیگر، تغذیه مصنوعی را با هماهنگی محیط بانان انجام دهند.
گروه دیده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ایران، در ۴-۳ سال گذشته از کوه نوردان و دیگر گروه‌های دوستدار طبیعت دعوت کرده است تا با تهیه علوفه و دانه و ضمن هماهنگی با پاسگاه‌های محیط بانی، در منطقه‌هایی که بارش سنگین برف مشکل جدی برای حیات وحش پیش می‌آورد، به کمک این مخلوقا ت زیبا بروند.
تجربه علوفه پراکنی ما، توانسته اندکی به محیط بانان سختکوش پاسگاه زردبند دلگرمی بدهد که کسانی هستند که قدر زحمت‌های آنان را بدانند. همچنین توانسته به خود ما ثابت کند که می‌توانیم کارهایی مؤثر ( و نه فقط نمادین) انجام دهیم و دیگر این که توانسته فرصتی برایمان فراهم کند تا از رهگذر آن به آموزش‌های زیست‌محیطی برای گروه‌هایی از مردم بپردازیم.
این برنامه‌ها در چندین روز تعطیل در منطقه ورجین و چند مورد مشابه آن نیز در دیگر استان‌ها اجرا شده است. سازمان‌های غیردولتی جبهه سبز ایران، انجمن حمایت از حیوانات و جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط‌زیست، از همکاران ما در این برنامه‌ها بوده‌اند.

  
 

 

 

   عباس محمدی 
   روزنامه همشهری


 
10 گونه جانوری خطرناک از نظر انسان
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:
حیوانان بزرگ و وحشی و جنگلی، مخلوقاتی هستند که ممکن است در وحله اول انسان ها را به وحشت بیندازند، اما وحشت آن ها از ما چقدر است؟ و براستی اگر قرار بود آنها درباره ما نظر بدهند با چه عناوینی از ما یاد می کردند؟ و چه عکس هایی از ما منتشر می کردند؟ چه تعداد از گونه های انسان را در صدر فهرست خطرناک و دشمن شماره یک قرار می دادند؟

 

مار کبری

 واقعا این رازی کشف نشده است و به هر حال در جریان معکوس این مسئله; این ۱۰ جانور از نظر انسان ها خطرناک ترین موجودات روی زمین در بین دیگر حیوانات هستند:
● وزغ سمی
وزغ سمی نیم وجبی، گونه مناسبی برای اظهار محبت و بویدن نیست. تراوش لزج پشت او محرک اعصاب است و بدان منظور ترشح می شود تا شکارچیان را از خود دور کند. میزان زهری که هر کدام از این وزغ ها تولید می کنند قادر است ده انسان را از پا درآورد. اما به نظر حتی این سلاح طبیعی نیز حریف انسان ها نیست.
● بوفالوی کیپ
وقتی که بوفالوی کیپ با شکارچی روبرو می شود به سمت او حمله ور می شود. این موجود چهارپای ۷۰۰ کیلوگرمی با دو شاخ بزرگ و تیز خود هر دشمنی را مورد هدف قرار می دهد. هر صیادی باید خیلی ممنون باشد که در مسیر حرکت گله خشمگینی از این حیوان، تنها یکی از هزاران بوفالوی کیپ، نقش حمله کننده را برعهده می گیرد و همگی به سمت شکارچی هجوم نمی آورند.
● خرس قطبی
شما در باغ وحش خرس قطبی را جانوری نرم و لطیف و لایق نوازش کردن حدس می زنید. اما در طبیعت آنها فقط برای صبحانه خود یک فیل دریایی را مهمان سفره خود می کنند. اگر بین او و توله اش قرار بگیرید با پنجه های خود براحتی می تواند سر شما را از بدن جدا کند. پس هیچگاه به یک خرس قطبی همراه با فرزندش شوخی نکنید زیرا حس مادری بسیار شدیدی دارد.
● فیل
همه فیل ها در همه شرایط مانند فیلم های سینمایی رام و بی آزار نیستند. آنها در یک سال بیش از ۵۰۰ نفر را در دنیا می کشند. اما آیا می دانید چند فیل بدست انسان در سال کشته می شوند؟ آنهم نه به دلیل رفع گرسنگی یا دفاع از خود بلکه به دلیل عاج های این حیوان. فیل آفریقایی بیش از ۸ تن وزن دارد و با پاهای خود و نه با عاج، فرد آزاردهنده را ادب می کند.
● کروکودیل آب های شور استرالیا
اشتباه نکنید این یک کنده درخت درون آب نیست بلکه کروکودیلی است که در زیر آب منتظر عبور طعمه ای از همه جا بی خبر است. سپس در یک چشم برهم زدن و با یک حمله برق آسا طعمه را به زیر آب کشیده و تکه تکه می کند. البته تمساح پوزه کوتاه ایرانی که در استان سیستان و بلوچستان و منطقه گاندو وجود دارد گونه ای بسیار بی آزار و رام می باشد و مورد احترام اهالی بومی منطقه است و با این گونه استرالیایی نباید مقایسه شود.
● شیر آفریقایی
شیر آفریقایی، آرواره های قوی را به یاد شما می اندازد؟ اگر جرات دارید آزمایش کنید. به تندی آذرخش است، پنجه های برنده و تیز دارد و این دیگر بدشانسی طعمه اوست. گرسنه است؟ بهتر است که امیدوار باشیم، نباشد. این گونه شیر آفریقایی یک شکارچی و صیاد کامل و بی همتاست. کسی چه می داند شاید شیر ایرانی که روزی مظهر شجاعت و دلاوری این مرز و بوم بوده است دارای خصوصیاتی مشابه با این شیر یا بهتر بوده است آیا کسی فیلم یا عکسی از آن گونه همیشه خاموش کشور دارد؟
● کوسه سفید بزرگ
خون در آب کوسه سفید بزرگ را برای تغذیه دیوانه می کند، تاجایی که این جانور تمامی ۳۰۰۰ دندان خود را بر بدن هر جنبنده ای فرو می کند. باعث خوشحالی است که کوسه های سواحل زیبای خلیج فارس و دریای عمان مانند سواحل بسیاری دیگر از نقاط جهان پذیرای این معدود گونه کوسه خطرناک نیست و کوسه های سواحل ایران موجودات کاملا بی آزاری هستند. جالب است بدانیم سالانه بیش از ۱۰۰ میلیون کوسه توسط انسان صید می شود تا مورد تغذیه قرار گیرد. چه تعداد انسان توسط کوسه ها صید می شود؟ تا مورد تغذیه اش قرار گیرد؟ یا از حضور این موجود دو پا و بدون آبشش در حریم خصوصی زندگی اش دفاع کند و او را عقب براند؟
● ستاره دریایی جعبه ای استرالیا
ستاره دریایی جعبه ای استرالیا که به آن زنبوردریایی هم می گویند، به اندازه یک ظرف سالادخوری است. این ستاره دریایی ۶۰ بازوچه دارد که هر کدام نزدیک به چهار و نیم متر طول دارد. هر کدام از این بازوچه ها دارای ۵ هزار یاخته زهری دارد که می تواند ۶۰ انسان را به کام مرگ بکشاند. که البته این کار را نمی کند چون او برای خوردن طعمه و دفاع از خود به چنین سازوکاری مجهز است نه برای آزار و اذیت و کشت و کشتار دیگران. اگر بعضی از انسان ها چنین سلاحی داشتند چکار می کردند؟
● مار کبری
اگرچه مار کبری دارنده لقب سمی ترین مار جهان نیست اما بین سمی ترین ها نامی برای خود دست و پا کرده است. حدود ۵۰ هزارنفر با نیش مارها دنیا را بدرود می گویند که تعداد قابل توجهی با نیش این مار است. شاید به همین دلیل باشد که اگر ماری را ببینیم او را با سنگ مورد حمله قرار می دهیم اما نمی دانم چرا وقتی که خودرو ها را در خیابان می بینیم چنین کاری نمی کنیم این وسیله که در هر دو سال همین تعداد را در کشورمان به کام مرگ می کشد.
● پشه
بیشتر پشه ها با نیش خود باعث می شوند که شما محل نیش را بخارانید. اما برخی از آنها حمل کننده و انتقال دهنده بیماری «مالاریا» هستند. در نتیجه این عمل این حشره کوچک باعث مرگ بیش از دوملیون نفر در یک سال می شود.

  
 

 


   روزنامه ابتکار


 
افزایش بیابان ها و خطرات خشکی در جهان عرب
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:
در پی افزایش تعداد جمعیت، افزایش تقاضا برای غذا و توسعه عمرانی در اراضی کشاورزی پدیده بیابان زایی و کاهش اراضی قابل کشاورزی روز به روز بحرانی تر می شود و آثار منفی آن تمام زمینه های محیطی، اجتماعی و اقتصادی را در بر می گیرد.

 

بیابان خشک

 کشورهای عربی با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی از مناطق خشک به شمار می رود و پدیده های جوی تأثیر زیادی در ترکیب آنها ایفا می کند. با توجه به افزایش دمای کره زمین و سایر عوامل موجود بیابان زایی سرزمین های عربی را در می نوردد. آنهم در زما نی که برای پاسخگویی به نیازهای رشد جمعیت به تولیدات کشاورزی و حیوانی بیشتری نیاز است. سازمان ملل نیز در گزارش خویش آورده است سالانه حدود ۱۶ میلیارد دلار به خاطر بیابان زایی از تولیدات کشورهای در حال توسعه کاهش می یابد.
بیابان زایی عبارتست از کاهش قدرت تولید بیولوژیکی محیط که باعث پدیدار شدن بیابان می شود و این مسأله یکی از مشکلات شایعی است که محیط زیست با آن روبه رو است. علت بیابان زایی این است که زمین بخش مهمی از توانایی های خویش را برای هماهنگی با تغییرات آب و هوایی و پرورش نباتات از دست می دهد، و سپس به علت کاهش نباتات آب های زیر زمینی روبه کاهش می نهد. بیابان زایی تأثیر هنگفتی بر وضعیت اقتصادی کشورها می گذارد و سالانه خساراتی حدود ۴۰ میلیارد دلار بر تولیدات کشاورزی وارد می کند. در نتیجه افزایش بیابان ها سالانه حدود ۶۹۱ کیلومتر مربع از اراضی کشاورزی از دست می رود و به طور کلی حدود یک سوم اراضی جهان در معرض تبدیل شدن به بیابان قرار دارند.
بیابان زایی یکی از خطرناک ترین مشکلات محیط به شمار می رود و در اغلب مناطق جهان با سرعت زیادی در حال گسترش است. برآورد می شود که سالانه حدود ۵۰ هزار کیلومتر مربع از اراضی تبدیل به بیابان شوند و حدود ۴۰ درصد خشکی ها در معرض تبدیل شدن به بیابان قرار دارند که وطن بیش از یک میلیارد انسان است.
● عوامل بیابان زایی
علل افزایش بیابان ها به دو عامل طبیعی و انسانی مربوط می شود از جمله عوامل طبیعی مهم وضعیت جوی است. اکثر کشورهای عربی در مناطق خشک و نیمه خشک قرار دارند به طوری که در ۹۵ درصد از اراضی کشورهای عربی سالانه کمتر از ۴۰۰ میلیمتر باران می بارد و فقط در ۵ درصد کل اراضی کشورهای عربی بیش از ۴۰۰ میلیمتر باران می بارد. عملاً تمام کشورهای عربی در معرض بیابان زایی قرار دارند. علاوه بر آن خشکسالی هایی که رخ می دهد در افزایش بیابانها نقش مهمی ایفا می کنند. همان طوری که چنین اتفاقی در مراکش از سال ۱۹۸۰ رخ داده و طی سال های اخیر در عراق نیز ملاحظه شده است.
علل تبدیل شدن اراضی کشاورزی به زمین غیر حاصلخیز به عواملی همچون سوء بهره برداری از زمین و آبیاری نامناسب مربوط می شود. بالا بودن شوری آب باعث تخریب زمین ها می شود. شوری آب در بغداد طی سال های ۱۹۶۷‎/۱۹۷۹ به ۴۲درصد و در موصل به ۲۰ درصد رسید و چنین نمونه هایی در کشورهای عربی به وفور یافت می شود.
انسان عامل اصلی تخریب اراضی و همچنین مهم ترین قربانی آن به شمار می رود. در جهان سوم بحران اراضی عامل اصلی مهاجرت کشاورزان به مناطق اطراف شهرها محسوب می شود که جامعه در معرض امراض، جنایات و درگیری ها قرار می گیرد. علل مهاجرت های زیادی که از اواخر دهه هفتاد در آفریقا رخ داد به اوضاع نامناسب محیطی مربوط می شد. اوج این بحران در آفریقا به سال های ۱۹۸۴ و ۱۹۸۵ باز می گردد طبق آمارها در آن سال ها حدود ۳۰ الی ۳۵ میلیون نفر در ۲۱ کشور آفریقایی بشدت تحت تأثیر قرار گرفتند. حدود ۱۰ میلیون نفر از آنها آواره و به آوارگان محیط زیست معروف شدند که امراض و سوء تغذیه مزمن آنها را تهدید کرد.
● وضعیت خشکی در جهان عرب
منطقه عربی از ۲۲ کشور تشکیل شده است که مساحت کل این منطقه ۱۴‎/۱ میلیون کیلومتر مربع است که حدود ۱۰‎/۲ درصد مساحت جهان را تشکیل می دهد. ۹۰ درصد منطقه عربی از سرزمین های خشک، نیمه خشک و تقریباً خشک تشکیل شده است و در ۷۲ درصد از مساحت جهان عرب کمتر از ۱۰۰ میلیمتر و در ۱۸ درصد ما بین ۱۰۰ الی ۳۰۰ میلیمتر باران می بارد و فقط ۱۰ درصد سرزمین های عربی بیشتر از ۳۰۰ میلیمتر باران دریافت می کند. بسیاری از کشورهای عربی در سواحل خلیج فارس، دریای عمان، دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس واقع اند. انتظار می رود تا سال ۲۰۱۰ تعداد ساکنان مناطق عربی به ۲۹۰ میلیون نفر برسد. ۹‎/۷ میلیون کیلومتر از مساحت کلی جهان عرب یعنی حدود ۶۸ درصد کل مساحت آنرا بیابان تشکیل داده است. اکنون خشکی و فقر ۹۰۰ میلیون نفر را تهدید می کند و ۵۰۰ میلیون هکتار از اراضی کشاورزی نیز به بیابان تبدیل شده اند. مساحت زیادی از کشورهای شبه جزیره عربی و شمال آفریقا را شن های متحرک پوشانده است و این گونه مناطق ۳۶ درصد خاک عربستان و بیش از ۲۵ درصد صحرای غربی مصر و مناطق زیادی در سودان خصوصاً جنوب آن و سایر مناطق را تشکیل می دهد. در سایه بحران و خطرات ناشی از بیابان زایی در کشورهای عربی برخی از آنها تلاش هایی را برای احیای اراضی انجام داده اند. از جمله این کشورها می توان به سوریه، اردن، عربستان و کویت اشاره کرد.

  
 

 

 

   مترجم: اسد شکورپور 

   روزنامه ایران


 
نابودی گونه‌های زیستی؛ نابودی انسان
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

به رغم ثبت تعدادی تازه از گونه‌های گیاهی وجانوری در فهرست گونه‌های درخطر یا نابود شده، فعالیت‌های جاری در بسیاری ا زنقاط جهان سبب توقف یا کاهش روند انقراض گونه‌های زیستی شده است... 

 

  حیوانات 
 

گزارش IUCN در سال ۲۰۰۷ حاکی از این است که به رغم ثبت تعدادی تازه از گونه‌های گیاهی وجانوری در فهرست گونه‌های درخطر یا نابود شده، فعالیت‌های جاری در بسیاری ا زنقاط جهان سبب توقف یا کاهش روند انقراض گونه‌های زیستی شده است.
«جان کریستف وی» معاون مدیر برنامه‌های حفاظتی IUCN می‌گوید:« بنابرتجربه‌های موجود، اکنون می‌توانیم با اطمینان بگوییم که برنامه‌های حفاظت از گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری باروش‌های گوناگون بسیار کارآمد و موثر بوده است اما متاسفانه امسال قادر به اجرای برنامه مستندسازی تنها برای یک گونه بودیم.
این مساله با توجه به اقدامات برخی دولت‌های جهان از نظر تامین اهداف جهانی بلند مدت برای کاهش روند نابودی تنوع زیستی تا سال ۲۰۱۰ بسیار نگران کننده است. این مساله به وضوح نشان می‌دهد که هنوز کارهای زیادی در پیش داریم تا بتوانیم از فعالیت‌های هزاران انسان علاقه‌مند و مشتاق به حمایت از گیاهان و حیوانات حمایت کنیم. هزاران تن از مردمان خیرخواهی که در سرتاسر جهان تلاش می‌کنند مانع از نابودی تنوع زیستی در این کره خاکی شوند.»
مدیر کمیسیون گونه‌های رها شده از انقراض IUCN نیز می‌گوید:«شبکه‌های حفاظت از گونه‌های گیاهی و جانوری، شبکه‌هایی ویژه برای نبرد با بحران انقراض زیستی است که همانند کمیسیون گونه‌های نجات یافته از انقراض به گونه‌ای موثر و کارآمد عمل کرده است. اما به رغم همه موفقیت‌ها بدون کمک و حمایت بیشتری از سوی طرفداران محیط زیست به تنهایی قادر به ادامه کار نیستیم. بحران انقراض تنوع زیستی و چالش‌های مرتبط با آن مستلزم توجه و اقدامات گسترده‌تر از سوی عموم مردم اعم از بخش‌های خصوصی، سازمان‌های دولتی و سیاستگذاران در کشورهای مختلف جهان است تا مطمئن شویم تنوع زیستی در سرتاسر جهان برای نسل‌های بعدی همچنان حفظ شده و باقی خواهد ماند.»
● فاجعه انقراض دلفین‌های رود یانگ‌تسه چین درایران تکرار می شود؟
پس از ماه‌ها مطالعات گسترده تیم‌های تحقیقاتی در رودیانگ تسه چین به منظور یافتن و بررسی وضعیت دلفین‌ها دراین رودخانه سرانجام مقامات پژوهشی کشورچین اعلام کردند که این گونه مهم دریایی باید در فهرست گونه‌های در خطر قرار گیرد.
اما نام این حیوان چندان درفهرست گونه‌های درخطر نماند و در تابستان سال جاری (۲۰۰۷) پس از اجرای یک برنامه مطالعاتی دیگر دانشمندان اعلام کردند که این گونه باید درفهرست گونه‌های در معرض انقراض ثبت شود.
مهم‌ترین عامل تهدید این گونه دریایی نیز صید بی‌رویه، ترافیک انواع وسایل تردد آّبی‌و آلودگی و تنزل شدید کیفیت زیستگاه اعلام شده است.
کشورهای هند و نپال نیز که محل زندگی کروکودیل بوده‌اند اکنون با تهدید‌های مشابهی به دلیل مشابهی یعنی تنزل شدید کیفیت زیستگاه و اقلیم روبه رو شده اندبه نحوی که تمام گونه‌های مهم جانوری در این منطقه رو به کاهش گذاشته و تا ۵۸ درصد از بین رفته‌اند. به نحوی که از ۴۳۶ گونه بالغ در سال ۱۹۹۷ به ۱۸۲ درسال ۲۰۰۶ رسیده است.
این گزارش تاکید کرده است که سد سازی، اجرای پروژه‌های آبیاری و آبرسانی، معدن کاوی، سدهای خاکی و خاکریزهای مصنوعی و انواع دیگر تجاوز به حریم طبیعی این منطقه از مهم‌ترین عوامل بروز این خسارت‌ها بوده است. به نحوی که اکنون وسعت این منطقه به میزان ۲ درصد از کل مساحت گذشته آن کاهش یافته است.
این بخش از خبر ما را به یاد بختگان و اجساد فلامینگوهایی می‌اندازد که تنها نمونه‌ای از ده‌ها نمونه مرگ دسته جمعی ماهیان یا پرندگان بی‌زبان در رودخانه‌ها یا تالاب‌های کشور است که قربانی کشاورزی یا سد سازی بی‌رویه در کشور شده‌اند.
● گیاهان در خطر نابودی
در این میان بیش از ۱۲۰۴۳ گونه گیاهی نیز درفهرست قرمز یا فهرست گونه‌های منقرض شده قرار گرفته‌اند که از سوی سازمان جهانی حفاظت از گونه‌های وحش ارائه شده است. این درحالی است که حدود ۸۴۴۷ گونه دیگر نیز در فهرست گونه‌های درخطر به ثبت رسیده‌اند.
طبق این گزارش بگونیای ساقه پشمی از گونه‌های گیاهی است که در سال جاری به عنوان گونه نابود شده اعلام شده است.
این گونه گیاهی بومی منطقه مالزی تنها از طریق مجموعه‌ای از گیاهان مربوط به سال ۱۸۸۶ تا ۱۸۸۸ در جزیره پنانینگ به نمایش گذاشته شده است شناسایی شد اما به رغم جست‌وجوی‌های بسیار گسترده در جنگل‌های نزدیک به این منطقه تمام تلاش‌ها برای دستیابی ‌به نمونه‌ای از این گونه گیاهی ۱۰۰ سال پیش با شکست مواجه شد.
در این گزارش مساله گسترش توریسم و اجرای برنامه‌های توریستی توسط افراد ناآگاه و یا فقدان روش‌های نظارت و کنترل توریسم در اقلیم‌های حساس طبیعی همچنین توسعه برنامه‌های اقتصادی در زمینه تولید چوب، گسترش مزارع برای تامین غذا و مواد ژنتیک و اقداماتی از این دست سبب نابودی گونه گیاهی دیگری به نام زردآلوی وحشی در نواحی آسیای مرکزی شده است.
این گونه گیاهی نیز در سال جاری (۲۰۰۷) توسط اتحادیه جهانی حفاظت از حیات وحش در فهرست قرمز یا گونه‌های نابود شده ثبت شده است.

  
 

 

 

   مترجم: میترا اسدنیا 

   روزنامه تهران امروز


 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۸  کلمات کلیدی:
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com